وقتی وارد بازارهای مالی میشید، یکی از تکراریترین جملاتی که میشنوید اینه که ۹۵٪ از تریدرها شکست میخورن. با اینکه رقم خیلی بزرگیه ولی واقعیت اینه که سایر آمار و تحقیقات رسمی مربوط به دنیای معاملهگری حتی از اینم ناامیدکنندهتر هستن:
- ۸۰٪ از تریدرهای روزانه توی دو سال اول، ترید رو کنار میذارن.
- نزدیک به ۴۰٪ از تریدرهای روزانه فقط یک ماه معامله میکنن. بعد از سه سال، فقط ۱۳٪ و بعد از پنج سال، تنها ۷٪ همچنان به ترید ادامه میدن.
- سرمایهگذاران عادی بهطور میانگین سالانه ۱.۵٪ و تریدرهای فعال ۶.۵٪ از شاخص بازار عقب میمونن.
- بعضی از تریدرها حتی با وجود ۱۰ سال سابقه ضرر، همچنان به ترید ادامه میدن.
- فقط ۱.۶٪ از تریدرهای روزانه در یک سال معمولی سود میکنن؛ بااینحال، همین گروه ۱۲٪ از کل معاملات روزانه رو انجام میده.
- افراد کمدرآمد بخش بیشتری از درآمدشون رو صرف خرید لاتاری میکنن و هرچقدر درآمدشون کمتر میشه، تمایلشون به خرید این بلیتها بیشتر میشه.
در مقالههای قبلی، زندگی نامه تریدر های موفق رو خوندیم؛ اما در این مقاله از سنجش بروکر میخوایم بریم سراغ تریدرهای شکستخورده بازار. اول از همه، سه مورد از معروفترین شکستها در تاریخ بازارهای مالی رو مرور میکنیم و بعد میریم سراغ داستانهای کمتر شنیدهشده از تریدرهای معمولی.
جسی لیورمور؛ اولین کسی که در معامله سقوط کرد

پیدا کردن به معنای واقعی کلمه، «اولین» تریدر شکستخورده کار سختیه. اما بین داستانهایی که از معاملهگرهای مختلف در طول تاریخ خوندم، شکستهای جسی لیورمور، خرس والاستریت معروف، هرچند که شاید اولین نباشن، از بهیادموندنیترینها هستن.
لیورمور از ۱۴سالگی وارد بازار سهام شد و در طول دوران فعالیتش بارها ثروتهای بزرگی به دست آورد و بارها هم همهچیز رو از دست داد.
یکی از شکستهای مهم لیورمور در سال ۱۹۰۸ اتفاق افتاد. با ورود به بازار پنبه و افزایش موقعیتهای زیانده، بخش بزرگی از ثروتش رو از دست داد. در سال ۱۹۱۵ هم دوباره اعلام ورشکستگی کرد؛ اما تونست به بازار برگرده و بدهیهاش رو پرداخت کنه.
لیورمور در سقوط بازار سهام آمریکا در سال ۱۹۲۹، تونست با پیشبینی درست این بحران حدود ۱۰۰ میلیون دلار سود کنه اما این موفقیت هم دوام نیاورد. در سال ۱۹۳۴، برای بار سوم با ورشکستگی روبهرو شد. طبق گزارش مجله TIME، لیورمور حدود ۲.۲۶ میلیون دلار بدهی داشت، درحالیکه داراییهاش فقط حدود ۱۸۵ هزار دلار بود.
در نهایت، جسی لیورمور یکی از تأثیرگذارترین چهرههای بازارهای مالیه و داستان زندگی تراژیکش درسهای زیادی داره. پیشنهاد میکنم حتماً زندگینامهش رو مطالعه کنید.
جروم کرویل؛ تریدری که لقب فقیرترین فرد جهان رو گرفت

جروم کرویل (Jérôme Kerviel) یک تریدر سابق فرانسوی بود که توی بانک سوسیته ژنرال فرانسه کار میکرد. کرویل بین سالهای ۲۰۰۶ تا ۲۰۰۸ پوزیشنهای معاملاتی یکطرفه و خیلی سنگین باز میکرد؛ حجم این معاملات به ۵۰ میلیارد یورو میرسید که حتی از ارزش بازار خود بانک هم بیشتر بود. کرویل با استفاده از اسناد جعلی، معاملات صوری و روشهای دیگه، معاملاتش رو مخفی نگه میداشت.
تا اینکه سال ۲۰۰۸، بانک متوجه این حجم از معاملات شد. همون سال، بانک مجبور شد برای جلوگیری از ضرر بیشتر، این معاملات رو سریع ببنده. این کار حدود ۴.۹ میلیارد یورو ضرر روی دست بانک گذاشت و به یکی از بزرگترین رسواییهای معاملاتی تاریخ بانکداری تبدیل شد.
سال ۲۰۱۰، دادگاه کرویل رو مجرم شناخت و به سه سال زندان محکوم کرد. در ابتدا، محکوم به پرداخت ۴.۹ میلیارد یورو خسارت شد. حجم این بدهی انقدر سنگین بود که لقب فقیرترین مرد جهان رو بهش دادن. البته این مبلغ بعدها در دادگاه تجدیدنظر به یک میلیون یورو کاهش پیدا کرد.
جالبه بدونید که کرویل همیشه ادعا میکرد بانک از سودهای اولیه معاملاتش خبر داشته، اما تا وقتی که این معاملات سودآور بودن، مدیران چشمشون رو روی تخلفاتش بسته بودن.
نیک لیسون؛ کسی که دستتنها قدیمیترین بانک بریتانیا رو ورشکست کرد!

نیک لیسون (Nick Leeson) یک تریدر سابق انگلیسی هست که توی بانک بارینگز (Barings Bank)، قدیمیترین بانک تجاری بریتانیا، کار میکرد. لیسون در ابتدا با معاملات پرریسک سودهای زیادی برای بانک به دست آورد، اما وقتی معاملاتش وارد ضرر شدن، سعی کرد با معاملات بزرگتر ضررهاش رو جبران کنه و بهاصطلاح از بازار انتقام بگیره. برای پنهان کردن این ضررها هم از یک حساب مخفی به اسم حساب ۸۸۸۸ استفاده میکرد که تبدیل شده به یک اسم ماندگار در ادبیات بازارهای مالی.
در ۱۶ ژانویه ۱۹۹۵، لیسون در بازارهای سهام سنگاپور و توکیو یک پوزیشن باز کرد و به خیال اینکه شب تا صبح بازار ثابت میمونه، پوزیشن رو نبست. از شانس بد، همون صبح توی کوبه ژاپن زلزله سنگینی اومد و باعث سقوط سنگین بازارهای آسیایی شد.
لیسون باز هم به خیال جبران ریسک، معاملات بیشتری باز کرد و در نهایت، ضررها به حدود ۸۲۷ میلیون پوند، معادل ۱.۴ میلیارد دلار، رسید؛ مبلغی که تقریباً دو برابر سرمایه معاملاتی بانک بود و در نهایت بانک بارینگز رو به ورشکستگی کشوند.
لیسون بعد از فرار از سنگاپور، در آلمان دستگیر شد و به جرم کلاهبرداری به شش سال و نیم زندان محکوم شد. اون بعدها تجربه خودش رو در کتابی به اسم Rogue Trader نوشت که در سال ۱۹۹۹ فیلمی هم ازش ساخته شد.
نگاهی به شکستهای ملموستر بندازیم؛ باخت تریدرهای خرد فارکس
تا اینجای مقاله، سه مورد از بزرگترین شکستهای بازارهای مالی رو بررسی کردیم. اما خب، شاید حجم ضررهای این افراد برای من و شما که تریدرهای خرد هستیم، چندان ملموس و قابل درک نباشه. برای همین تصمیم گرفتم توی اینترنت بگردم و تجربههای کاربران مختلف رو هم باهاتون به اشتراک بذارم. برای پیدا کردن این داستانها، سراغ فرومهایی مثل فارکس فکتوری، ردیت و سایر شبکههای اجتماعی رفتم. .
تجربه اول - تجربه شکست در ترید اول

این اولین پیام یک کاربر در فرومه و در ادامه، پاسخ یکی از کاربران بهش رو میخونیم:
«فقط یک ماهه که ترید فارکس رو شروع کردم. اول با حساب دمو بروکر FOREX.com کار میکردم و چون به سوددهی مداوم رسیده بودم، یک حساب واقعی مینی با ۱۰۰۰ دلار و بعد هم یک حساب ۲۵۰ دلاری باز کردم.
اما توی یک هفته همه پولم رو از دست دادم. امیدوارم شما هم تجربه مشابهی داشته باشید. لطفاً بگید چند نفر از شما تونستن از این وضعیت بیرون بیان و چطور؟
الان خیلی سردرگمم و نمیدونم اصلاً باید معاملهگری در فارکس رو ادامه بدم یا نه.
تصمیمم تا حد زیادی به جوابهای شما بستگی داره. اگه کسی رو پیدا نکنم که با یک تا دو سال تجربه تونسته باشه به یک تریدر موفق تبدیل بشه، کلاً بیخیال فارکس میشم.»
تجربه دوم - تریدری که در سه ماه، ۶۰۰۰ دلار از دست داده

ترجمه (بخشهایی از متن اصلی حذف شدن):
«من ژانویه سال گذشته ترید فارکس رو شروع کردم و توی سه ماه، سه تا حساب معاملاتی ۲۰۰۰ دلاری رو از دست دادم. حساب آخری از همه بدتر بود. یه بار شانس آوردم و تونستم ۲۰۰۰ دلارم رو به ۲۱ هزار دلار برسونم…
۱۲ هزار دلار از حسابم برداشتم و به همسرم دادم، چون فکر میکردم باز هم پول بیشتری برای معامله دارم. با کمی بیشتر از ۹ هزار دلار موجودی، تصمیم گرفتم با فقط چند ماه تجربه، ترید رو تبدیل به شغل اصلیم کنم.
خلاصه بگم، بعد از یه مدت دیدم که توی سه هفته، نهتنها ۹ هزار دلارم رو از دست دادم، بلکه ۱۲ هزار دلار هم بدهی بالا آوردم…
بالاخره بعد از پیدا کردن شغل جدید، گذاشتم حسابم کاملاً از بین بره. بعدش ۹ ماه تمام، مثل دیوونهها روی حساب دمو معامله و مطالعه کردم. هر کتاب و سایتی که پیدا میکردم میخوندم تا بفهمم کجای کارم اشتباه بوده.
در نهایت، به همون نتیجهای رسیدم که بقیه هم بهتون میگن: مدیریت سرمایه. هیچوقت پولی رو که نمیتونید از دست بدید، وارد معامله نکنید؛ تحت هیچ شرایطی. ضررها رو ببندید و نذارید بیشتر بشن. هیچوقت هم به یه معامله زیانده حجم بیشتری اضافه نکنید، با این امید که اگه قیمت برگرده، سودتون دو برابر بشه…
بهجز مدیریت سرمایه که مهمترین درسی بود که یاد گرفتم، این مسیر چند درس دیگه هم بهم داد:
- به هیچ اندیکاتوری اعتماد نکنید، مگر اینکه بدونید چطور کار میکنه و دقیقاً چی رو نشون میده؟
- کورکورانه از سیستم معاملاتی یا سیگنالهای دیگران استفاده نکنید. باید بدونید چرا اون سیستم کار میکنه یا اصلاً چرا کار نمیکنه.
- آزمایش کنید، آزمایش کنید و باز هم آزمایش کنید! راههای زیادی هست که میتونید با استفاده ازشون مطمئن بشید قوانین یه سیستم معاملاتی واقعاً جواب میدن. تا وقتی مطمئن نشدید که در بلندمدت میتونید سود کنید، وارد معامله نشید.»
بین تجربیاتی که داشتم میخوندم، یکی از کاربرها جمله قشنگی نوشته بود که حیفم اومد اینجا بهش اشاره نکنم:
«ترید سختترین پول آسونی هست که میتونی بهدست بیاری.»
تجربه سوم - از ورشکستگی تا ثروت
بر اساس پست یک کاربر در وبسایت gogojungle:
«من دو بار تمام سرمایهم رو از دست دادم. وقتی تازه وارد بازار فارکس شده بودم، به لطف شانس اول کار، سود میکردم. با خودم فکر میکردم شاید استعداد این کار رو دارم. برای همین، حجم معاملاتم رو بیشتر و بیشتر کردم. هر بار که سود میکردم، اعتمادبهنفسم بالاتر میرفت و باز هم حجم معاملات رو افزایش میدادم. تا اینکه با یه حرکت ناگهانی بازار، همهچی از دست رفت.
بعد از ورشکستگی اول، دوباره سرمایه جمع کردم و تصمیم گرفتم این بار محتاطتر باشم. اما منظور از احتیاط رو اشتباه فهمیده بودم. بهجای اینکه روش معاملاتیم رو سادهتر کنم، مدام اندیکاتورهای بیشتری به نمودار اضافه میکردم؛ فیبوناچی، بولینگر باند، مکدی، آراسآی و ایچیموکو. فکر میکردم هرچی اطلاعات بیشتری داشته باشم، تصمیمهای دقیقتری میگیرم.
هر روشی رو که توی یوتیوب میدیدم امتحان میکردم. دو سه روز با یه روش کار میکردم و اگه ضرر میدادم، میرفتم سراغ روش بعدی. با اینکه ضرر میکردم، نمیفهمیدم مشکل از کجاست. تلاش میکردم، اما نتیجهای نمیگرفتم. حتی به این فکر افتاده بودم که نکنه فارکس کلاهبرداریه!
بار دوم، وقتی سرمایهم کمکم داشت از بین میرفت، یه ضرر سنگین دیگه کردم. کاش همون موقع خونسردیام رو حفظ میکردم، اما نتونستم. فقط به این فکر میکردم که باید ضررم رو جبران کنم. برای همین، حجم معاملاتم رو بالا بردم و نتیجه هم مشخص بود؛ بار دوم هم تمام سرمایهم رو از دست دادم.
بعد از این شکست، مدتی اصلاً به نمودارها نگاه نکردم. چند هفته بعد که آرومتر شدم، با خودم فکر کردم شاید تمام چیزهایی که تا اون موقع یاد گرفته بودم، اشتباه بوده. تا اون موقع، مدام روشها و اندیکاتورهای بیشتری اضافه میکردم و بعد از هر ضرر، حجم معاملاتم رو بالا میبردم. اما چیزی که واقعاً بهش نیاز داشتم، کم کردن چیزهای اضافی بود.
همه اندیکاتورها رو از نمودارم پاک کردم؛ از فیبوناچی و بولینگر باند گرفته تا مکدی. فقط میانگین متحرک رو نگه داشتم. وقتی روش معاملاتیام رو به همین شکل ساده محدود کردم، ترید کردن برام راحتتر شد. دیگه موقع باز کردن نمودار سردرگم نبودم و میدونستم باید چیکار کنم…»
اگه به خوندن کتاب تریدر های موفق دنیا علاقه دارین بهتون پیشنهاد میکنیم کتاب جیم سیمونز و کتاب استنلی دراکن میلر رو هم مطالعه کنید.
برخی از سخنان بزرگان ترید که باید بخونیم
۱. جسی لیورمور (Jesse Livermore)
«این فکر کردن من نبود که برام پول زیادی ساخت؛ بلکه صبر کردنم بود.»
۲. وارن بافت (Warren Buffett)
«قانون شماره یک: هرگز پول از دست نده. قانون شماره دو: قانون شماره یک رو فراموش نکن.»
۳. بنجامین گراهام (Benjamin Graham)
«بزرگترین مشکل سرمایهگذار و حتی بزرگترین دشمنش، احتمالاً خودشه.»
۴. جردن بلفورت (Jordan Belfort)
«بدون عمل، حتی بهترین نیتهای دنیا هم چیزی بیشتر از یک نیت نیستن.»
۵. جورج سوروس (George Soros)
«من فقط به این دلیل ثروتمندم که میدونم چه زمانی اشتباه میکنم.»
۶. بروس کوونر (Bruce Kovner)
«من خیلی تلاش میکنم که ریسک هر معامله بیشتر از یک درصد سرمایهام نباشه.»
۷. ری دالیو (Ray Dalio)
«اگر شکست نخورید، نمیتونید ازش درس بگیرید؛ اگر از شکستهاتون درس نگیرید، نمیتونید پیشرفت کنید.»
۸. پل تودور جونز (Paul Tudor Jones)
«در نهایت، مهمترین چیز اینه که چقدر در کنترل ریسک مهارت دارید. ۹۰ درصد موفقیت هر معاملهگر بزرگی به کنترل ریسک برمیگرده.»
جمعبندی
در نهایت، سرگذشت این تریدرها نشون میده که حتی تجربه زیاد، سودهای سنگین و پیشبینی درست بازار هم تضمینی برای موفقیت بلندمدت نیست. چیزی که از بیشتر این شکستها میشه یاد گرفت، اهمیت کنترل ریسک، پایبندی به استراتژی و نداشتن عجله برای جبران ضرره. اگه تازه وارد فارکس شدید، قبل از اینکه به فکر سودهای بزرگ باشید، روی حفظ سرمایه و آزمایش استراتژیتون در حساب دمو تمرکز کنید و فقط با پولی معامله کنید که توان از دست دادنش رو دارید.








دیدگاهت درباره این مقاله را با بقیه به اشتراک بگذار