وقتی اسم استیو کوهن به گوشت میخوره، ممکنه تصویر یک میلیونر وال استریتی تو ذهنت شکل بگیره؛ کسی که معاملات بزرگ میکنه و میلیونی ریسک میکنه. اما پشت اون چهره موفق و ثروتمند، یه قصه دیگه هست قصه ای از ریسک، سقوط، بازگشت و عشق به هنر و ورزش. جالبیش اینجاست که داستان کوهن از یه برج شیشه ای یا دفتر میلیارد دلاری شروع نشد؛ قصه از یه خونه معمولی تو یه محله متوسط شروع شد، جایی که هیچ کس فکر نمیکرد یه بچه آروم، روزی بازار میلیارد دلاری آمریکا رو زیرورو کنه.
برای خیلیها، کوهن فقط یه معاملهگر نیست؛ یه معماست؛ کسی که یه روز پنج میلیارد دلار تو بازار جابهجا میکنه و روز بعد با یه حرکت کوچک ارزش یه سهم رو زیر و رو میکنه. همین تضاد باعث شد اسمش تبدیل بشه به افسانهای که نه فقط تو پول سازی، بلکه تو سقوط و دوباره برخاستن هم استاد باشه. و نکته جالبش اینه که هیچ وقت ادعا نکرد نابغه ست… فقط میگفت: بازار صدا داره، من فقط خوب گوش میکنم.
ویدیو بررسی زندگی و استراتژی استیو کوهن در بازار های مالی
بیشتر بخوانید: ایف میانته کیست؟ (خالق RTM)
زندگی نامه استیو کوهن (وقتی نابغه توی خونهای معمولی بزرگ میشه)
استیو کوهن سال ۱۹۵۶ توی محلهای به اسم Great Neck توی نیویورک به دنیا اومد؛ نه تو تجمل، نه تو فقر مطلق تو یه خانواده کاملاً معمولی. پدرش لباسفروش بود، مادرش پرستار. هیچ چیز تو ظاهر زندگی شون داد نمیزد که یه روز یکی از بزرگترین معاملهگرهای تاریخ قراره از این خونه دربیاد.
استیو کوهن از بچگی یه عادت عجیب داشت: هر چیزی که عدد داشت براش جذاب بود. توی مدرسه وقتی بقیه دنبال شیطنت بودن، اون داشت روی مسابقات پوکر و بازیهای شانسی تمرکز میکرد و پول تو جیبیش رو با فکر خرج یا چند برابر میکرد. حتی یکی از دوستاش تعریف میکنه که استیو توی ۱۲-۱۳ سالگی واسه خودش دفترچه ریسک داشت!
پیشنهاد میکنم که بیوگرافی بروس کوونر رو هم مطالعه کنین. دونستن بیوگرافی این تریددرهای بزرگ مسیر رو براتون روشن تر میکنه.
وقتی رفت دانشگاه پنسیلوانیا (Wharton School)، خیلیها فکر میکردن یه کارمند معمولی میشه… اما خودش از همون اول فهمیده بود که کارمند شدن مالِ اون نیست. اون به جای اینکه دنبال شغل مطمئن باشه، دنبال بازیهایی بود که توش پول و احتمال قاطی می شدن.
همون دوران دانشگاه بود که استیو کوهن یه جمله گفت که بعد ها تبدیل شد به امضای شخصیتش:
وقتی همه دارن عادی بازی میکنن، برنده کسیه که از قوانین خودش استفاده کنه.
بعد از فارغ التحصیلی، مستقیم رفت تو دل بازار. نه پشت میز کار ثابت، نه تو اداره، نه با کفش رسمی و کتوشلوار اتو کشیده… استیو کوهن از همون اول دنبال شکار بود، نه حقوق ماهیانه. و درست از همینجا، ورق زندگیش شروع کرد به برعکس شدن… پیشنهاد میکنم که با خوندن مقاله بهترین تریدر های جهان، با موفق ترین افراد این اکوسیستم آشنا بشین.
ورود به وال استریت شکار فرصتها شروع میشود
بعد از دانشگاه، استیو کوهن مستقیم رفت تو دل بورس وال استریت، به جایی که همه فکر میکردن فقط آدمهای حرفهای و سختگیر میتونن دوام بیارن. اون اولش کارش رو با یه شرکت سرمایهگذاری به اسم Gruntal & Co شروع کرد. ولی کوهن فرق داشت؛ اون دنبال کار معمولی نبود، دنبال فرصت بود. فرصتهایی که بقیه نمیبینن یا میترسن ریسک کنن.
همون اول، استعدادش در تشخیص فرصتها و سرعت تصمیمگیری خودش رو نشون داد. یادمه یه دوستش میگفت: استیو میتونست همزمان ده تا نمودار رو نگاه کنه و هر حرکت اشتباه بازار رو شکار کنه. این حس ششمی و تیزبینی، پایه سبک معاملهگری اش شد: ریسکپذیر، سریع و حسابشده.
استراتژی استیو کوهن
استیون کوهن فقط یه معاملهگر موفق نیست؛ معروفه به سبک خاص و نوآورانه اش. استراتژی استیو کوهن ترکیبیه از سرعت عمل، تحلیل دقیق دادهها، مدیریت ریسک حسابشده و توجه به فناوریهای نوین که باعث شده تو بازارهای پرنوسان همیشه سر پا باشه و موفق عمل کنه.
برای آشنایی با انواع استراتژی معاملاتی، یه سر به لینک مشخص شده بزنین.
معاملات سریع و دادهمحور
در دوران SAC Capital، کوهن به خاطر معاملات پرسرعت و حجم بالای خود شناخته میشد. این رویکرد به او این امکان را میداد که از نوسانات کوتاهمدت بازار بهرهبرداری کند. با گذشت زمان، او به سمت ترکیب تحلیلهای کمّی و بنیادی حرکت کرد تا تصمیمات معاملاتی خود را با دقت بیشتری اتخاذ کند.
مدیریت ریسک دقیق
با وجود تمایل به ریسک، کوهن همواره بر مدیریت ریسک تأکید داشته است. او از ابزارهایی مانند تعیین اندازه موقعیت، استفاده از دستورات توقف ضرر (stop-loss) و تنوع در پرتفوی برای کاهش ریسک و مقابله با نوسانات بازار استفاده میکند.
تیمسازی و فرهنگ سازمانی
در SAC Capital، استیون کوهن با جذب تریدرهای بااستعداد و ایجاد یک محیط رقابتی، فرهنگ سازمانی خاصی را شکل داد که بر اساس آن، هر فرد مسئولیت تصمیمات خود را بر عهده میگرفت. این رویکرد در Point72 نیز ادامه یافت، جایی که تیمهای مستقل با نظارت کلی بر استراتژیهای سرمایهگذاری فعالیت میکنند.
توجه به فناوری و نوآوری
در سالهای اخیر، استیون کوهن به سرمایهگذاری در حوزههای نوین مانند هوش مصنوعی و رمزارزها توجه ویژهای داشته است. برای مثال، Point72 در سال ۲۰۲۴ صندوقی با تمرکز بر هوش مصنوعی و نیمههادیها راهاندازی کرد که نشاندهنده نگاه آینده نگرانه او به فناوریهای نوین هست..
نتیجش چی شد؟ خیلی زود اسمش بالا رفت و همه متوجه شدن که یه ذهن فوق العاده در وال استریت ظاهر شده. یه نفر که میتونه بازار رو مثل بازی شطرنج ببینه و حرکات بعدی همه رو حدس بزنه. و درست همینجا، داستان اصلی شروع شد: تولد S.A.C. Capital، شرکتی که قراره مسیر زندگی و حرفه اش رو به کل تغییر بده.
در کنار اینکه با استراتژی استیو کوهن آشنا میشین، حتما پیشنهاد میکنم که با استراتژی رابرت ماینر، استراتژی جسی لیورمور، استراتژی معاملاتی ریچارد دنیس و بقیه تریدرهای موفق دنیا مثل پل تودور جونز و اون هایی که حتی کتاب هایی از تجربیات خودشون عرضه کردن مثل اصول موفقیت ری دالیو، کتاب جیم سیمونز، کتاب استنلی دراکن میلر نهایت استفاده رو ببرید. خوندن بیوگرافی بروس کوونر، جوردن بلفورت و بقیه افراد موفق این حوزه، دید خوبی بهتون میده.
تأسیس S.A.C. Capital شروع سلطنت هِجفاندی
سال ۱۹۹۲، استیو کوهن تصمیم گرفت خودش بازی رو بسازه. اون S.A.C. Capital Advisors رو راه انداخت؛ صندوق پوشش ریسکی که بعد ها تبدیل شد به یکی از بزرگ ترین و معروف ترین هِج فاندهای دنیا. ولی چیزی که این شرکت رو متمایز میکرد، فقط پول نبود؛ سبک ترید استیو بود که واقعاً حرف نداشت.
سقوط و بحران وقتی وال استریت خشن شد
همون طور که میدونی، هیچ سلطنتی بدون چالش نیست S.A.C. Capital اون هِجفاند معروف، در اواخر دهه ۲۰۰۰ و اوایل دهه ۲۰۱۰ با اتهامات معاملات با اطلاعات داخلی (Insider Trading) روبهرو شد.
برای استیو کوهن و تیمش، این یه زنگ خطر واقعی بود. رسانهها شروع به نوشتن داستان هایی کردند که انگار وال استریت منتظر افتادن کوهن بود. همه چیز خیلی جدی شد: پرونده های قضایی، جریمههای میلیارد دلاری و محدودیت در مدیریت سرمایه دیگران. حتی خیلیها فکر میکردن این پایان راهشه.
با اینکه این سقوط میتونست پایان کارش باشه، برای کوهن تبدیل شد به فرصتی برای بازسازی و شروع دوباره. اینجا بود که Point72 Asset Management به دنیا اومد و فصل جدیدی از داستانش آغاز شد.
تولد Point72 – بازگشت یک غول
بعد از سقوط S.A.C. Capital و همه محدودیت ها، استیو کوهن تصمیم گرفت دوباره مسیرش رو بسازه. این بار با درسهای گذشته و تجربهای که به سختی به دست آورده بود.
Point72 در ابتدا یه Family Office بود، یعنی پول خودش و تیم نزدیکانش رو مدیریت میکرد و دیگه سرمایهگذاران بیرونی رو نمیپذیرفت. این کار بهش فرصت داد تا بدون فشار قانونی و رسانهای، دوباره سبک ترید خودش رو اجرا کنه و تیمش رو بسازه.
هنر و کلکسیون میلیارد دلاری وقتی معامله گر، کلکسیونر میشود
استیو کوهن فقط به پول و معاملات علاقه نداشت؛ او عاشق هنر هم هست. کلکسیون هنریش به قدری بزرگ و ارزشمند بود که تخمین زده میشد بیش از یک میلیارد دلار باشه! آثار هنری از هنرمندانی مثل پیکاسو، ژاکومتی، باسکیا و دیگر بزرگان مدرن در کلکسیونش دیده میشوند. استیو کوهن ترید رو مثل یه هنر میبینه: ترکیبی از سرعت، ریسک حسابشده و تصمیمهای درست تو لحظه.
چرا هنر برای استیون کوهن مهمه؟
| ویژگی | توضیح |
|---|---|
| ذهن خلاق و تحلیلگر | هنر برای او الهامبخش بود، درست مثل بازار؛ یه مسیر برای تمرکز، خلاقیت و تصمیمگیری. |
| سرمایهگذاری موازی | آثار هنری، علاوه بر زیبایی، یه نوع سرمایهگذاری بلندمدت و محافظت از ثروت بود. |
| ترکیب هنر و سبک زندگی | کوهن تلاش کرده علاقهاش به هنر رو با هویت والاستریتی و حتی ورزش ترکیب کنه (مثلاً آثار هنری توی استادیوم متز هم دیده میشوند). |
| استراتژی ذهنی و مالی | هنر برای کوهن فقط یه سرگرمی نیست؛ مثل بازار به هنر نگاه میکنه: تحلیل، پیشبینی و سرمایهگذاری هوشمندانه. |
ورزش و متز – وقتی وال استریت با بیسبال ترکیب میشود
در سال ۲۰۲۰، استیو کوهن یکی از بزرگترین قدمهای زندگیش رو برداشت: خرید ۹۷٪ سهام تیم بیسبال نیویورک متز. این معامله نه تنها او را به دنیای ورزش وارد کرد، بلکه نشون داد که علاقه و استراتژی او محدود به بازارمالی نیست.
این قدم باعث شد تصویر استیو کوهن گستردهتر بشه؛ کسی که هم سرمایهگذار بزرگ، هم کلکسیونر هنر و هم صاحب یک تیم ورزشی معتبره. او نشون داد که موفقیت و علاقه شخصی میتونن با هم ترکیب بشن و حتی بازارهای متفاوت رو با هم متصل کنن.
شخصیت و سبک زندگی استیون کوهن (پشت پرده وال استریت)
استیو کوهن تو والاستریت به عنوان یه تیزر جدی و خونسرد شناخته میشه، اما پشت این ظاهر آرام، یه شخصیت پیچیده و چندلایه وجود داره. او آدمیه با تمرکز و دقت مثالزدنی که همیشه به جزئیات توجه میکنه و تصمیمهاش رو حسابشده میگیره. با اینکه ریسکپذیره، هر معامله براش یه محاسبه دقیق داره و هیچوقت از چالش فرار نمیکنه. کمحرف و کاریزماتیکه، و جذابیتی داره که باعث میشه دیگران با احترام باهاش برخورد کنن.
علاقه شدید به رقابت و موفقیت داره؛ چه تو بازار، چه تو ورزش یا هنر، همیشه دنبال برنده بودن و جلوتر بودن از دیگرانه. با اینکه ثروت عظیمی داره، خودش میگه موفقیت واقعی فقط پول نیست؛ ترکیب هوش، علاقه و تمرکز مهمه. کوهن ذهنش رو برای ترید مثل یه ورزشکار تمرین میده؛ یعنی تمرکز، تحلیل سریع و تصمیمگیری درست در لحظه. همه این ویژگیها نشون میده که او مردیه که ریسک، خلاقیت و انضباط رو با هم ترکیب کرده و تونسته در زمینههای مختلف موفق باشه.
نتیجه گیری
استیون کوهن یه نمونه بارز معاملهگریه که موفقیتش روی سه چیز کلیدی بنا شده: تصمیمگیری سریع و مبتنی بر داده، مدیریت ریسک حسابشده و تیمسازی هوشمندانه. سقوط S.A.C. Capital و بازسازی Point72 به ما نشون میده حتی تو سطح میلیارد دلاری، انعطاف و یاد گرفتن از اشتباهها حیاتی هست. سبک او ترکیبی از تحلیل کمّی و بنیادی، استفاده از فناوریهای نوین و تمرکز روی فرصتهای کوتاهمدت با سود سریعه.
جدا از بازار، عشقش به هنر و ورزش هم نشون میده که تنوع و توسعه ذهنی میتونه خلاقیت و تصمیمگیری استراتژیک رو حسابی تقویت کنه. در یک کلام، کوهن ثابت میکنه که موفقیت پایدار تو بازارهای مالی فقط مهارت تکنیکی نیست؛ روانشناسی، ریسک و فرهنگ سازمانی هم به همون اندازه مهمن.
سوالات متداول
استیو خودش هنوز ترید میکنه یا فقط تیمش؟
خودش هنوز میکنه، ولی بخش زیادی رو تیم حرفهای Point72 انجام میده.
چه درسهایی از مدیریت ریسکش میتونیم بگیریم؟
محدود کردن ریسک هر معامله، استاپلاس گذاشتن و تنوع سرمایهگذاری.
بزرگترین اشتباهش چی بوده و چی یاد گرفته؟
SAC Capital بخاطر معاملات داخلی جریمه شد؛ درس اصلی: قوانین رو رعایت کن و شفاف باش.












