سنجش بروکر

ماشین حساب ریسک به ریوارد


اگر مدتی توی بازارهای مالی فعالیت کرده باشید، احتمالاً بارها عبارت ریسک به ریوارد یا نسبت ریسک به ریوارد به گوشتون خورده. این مفهوم یکی از مهم‌ترین معیارهاییه که معامله‌گرها قبل از ورود به هر معامله بررسی می‌کنن.

ریسک به ریوارد چیست؟

به زبان ساده، ریسک به ریوارد مشخص می‌کنه در ازای مقداری که حاضر هستید ریسک کنید، انتظار دارید چقدر سود به دست بیارید. به همین خاطر قبل از باز کردن هر معامله باید بدونید اگر تحلیل شما اشتباه از آب دراومد چقدر ضرر می‌کنید و اگر تحلیل درست بود، چه میزان سود نصیبتون میشه.

فرض کنید روی یک معامله حاضر هستید 50 دلار ریسک کنید و در مقابل هدفتون کسب 100 دلار سود باشه. در این حالت نسبت ریسک به ریوارد شما برابر با 1 به 2 خواهد بود. یعنی برای هر 1 واحد ریسک، به دنبال 2 واحد سود هستید.

خیلی از معامله‌گرهای تازه‌کار فقط روی پیدا کردن نقطه ورود تمرکز می‌کنن، اما معامله‌گرهای حرفه‌ای قبل از ورود، محاسبه ریسک به ریوارد رو انجام میدن تا مطمئن بشن معامله از نظر سود احتمالی، ارزش ریسکی که می‌پذیرن رو داره یا نه.

اینجاست که ماشین حساب ریسک به ریوارد به کار میاد. این ابزار با استفاده از قیمت ورود، حد ضرر و حد سود، نسبت سود به ضرر معامله رو در چند ثانیه محاسبه می‌کنه و به شما نشون میده آیا این معامله از نظر مدیریت سرمایه منطقی هست یا نه.

ماشین حساب ریسک به ریوارد چگونه کار می‌کند؟

محاسبه ریسک به ریوارد کار سختی نیست، اما وقتی بخواید قبل از هر معامله دستی این عدد رو حساب کنید، هم زمان می‌گیره و هم احتمال اشتباه وجود داره. به همین خاطر خیلی از معامله‌گرها از ماشین ریسک به ریوارد در فارکس استفاده می‌کنن تا همه‌چیز در چند ثانیه محاسبه بشه.

ماشین حساب ریسک به ریوارد

برای استفاده از این ابزار فقط کافیه اطلاعات معامله رو وارد کنید:

  • نوع معامله (خرید یا فروش)
  • قیمت ورود
  • حد ضرر
  • حد سود
  • موجودی حساب
  • درصد ریسک در هر معامله

بعد از وارد کردن این اطلاعات، ابزار فاصله بین نقطه ورود و حد ضرر رو به عنوان ریسک معامله محاسبه می‌کنه و فاصله بین نقطه ورود و حد سود رو به عنوان سود احتمالی در نظر می‌گیره.

از طرف دیگه، چون موجودی حساب و درصد ریسک رو هم وارد کردید، ابزار می‌تونه مشخص کنه حداکثر چه مقدار از سرمایه شما در این معامله در معرض ریسک قرار می‌گیره.

در نهایت خروجی به شکل نسبت ریسک به ریوارد نمایش داده میشه.

برای مثال اگر حد سود شما سه برابر فاصله حد ضرر باشه، نسبت ریسک به ریوارد معامله برابر با 1:3 خواهد بود. یعنی برای هر 1 واحد ریسکی که می‌پذیرید، به دنبال 3 واحد سود هستید.

به همین خاطر خیلی از معامله‌گرها قبل از باز کردن هر پوزیشن، از ماشین حساب محاسبه ریسک به ریوارد استفاده می‌کنن تا ببینن معامله از نظر سود احتمالی و میزان ریسک، ارزش ورود داره یا نه. این موضوع فرقی هم نمی‌کنه که در فارکس فعالیت می‌کنید یا کریپتو؛ چه از ماشین حساب ریسک به ریوارد فارکس استفاده کنید و چه از ماشین حساب ریسک به ریوارد کریپتو، منطق محاسبات دقیقاً یکسانه.

فرمول محاسبه ریسک به ریوارد

محاسبه ریسک به ریوارد خیلی ساده‌تر از چیزیه که در نگاه اول به نظر می‌رسه. در واقع فقط کافیه فاصله حد ضرر و حد سود رو با هم مقایسه کنیم.

فرض کنید اطلاعات زیر رو داخل ماشین حساب محاسبه ریسک به ریوارد وارد کرده باشید:

  • نوع معامله: فروش (Short)
  • قیمت ورود: 4342.780
  • حد ضرر: 4366.855
  • حد سود: 4259.248
  • موجودی حساب: 500 دلار
  • درصد ریسک: 1٪

بعد از محاسبه، ابزار نتایج زیر رو به شما نشون میده:

پارامتر

مقدار

فاصله ورود تا حد ضرر

24.075

فاصله ورود تا حد سود

83.532

مبلغ در معرض ریسک

5 دلار

سود احتمالی

17.35 دلار

نسبت ریسک به ریوارد

1:3.47

حالا اگر فاصله حد سود را بر فاصله حد ضرر تقسیم کنیم:

83.532 ÷ 24.075 = 3.4697

بنابراین نسبت ریسک به ریوارد این معامله تقریباً برابر با 1:3.47 خواهد بود.

یعنی اگر این معامله به حد سود برسه، به ازای هر 1 دلاری که ریسک کردید، حدود 3.5 دلار سود می‌گیرید.

جالب اینجاست که با وجود اینکه موجودی حساب فقط 500 دلاره و شما روی هر معامله فقط 1 درصد ریسک می‌کنید، حداکثر ضرر این معامله فقط 5 دلار خواهد بود. اما اگر قیمت به حد سود برسه، سود احتمالی شما به حدود 17.35 دلار می‌رسه.

البته اینجا یه نکته مهم وجود داره. خیلی از معامله‌گرها وقتی یه ریسک به ریوارد بالا می‌بینن، سریع هیجان‌زده میشن و فکر می‌کنن معامله فوق‌العاده‌ای پیدا کردن. در حالی که همیشه اینطور نیست.

هرچقدر حد سود دورتر باشه، رسیدن قیمت به اون هم سخت‌تر میشه. برای همین معامله‌گرهای حرفه‌ای فقط به عدد نسبت ریسک به ریوارد نگاه نمی‌کنن؛ بلکه احتمال رسیدن قیمت به حد سود، شرایط بازار و کیفیت تحلیل رو هم در نظر می‌گیرن.

به زبان ساده، یه معامله با ریسک به ریوارد 1:2 که احتمال موفقیت بالایی داره، خیلی وقت‌ها می‌تونه بهتر از یه معامله با ریسک به ریوارد 1:10 باشه که شانس کمی برای رسیدن به هدف داره.

بهترین ریسک به ریوارد چقدر است؟

یکی از سوال‌های رایج بین معامله‌گرها اینه که بهترین ریسک به ریوارد چقدره و اصلاً چه عددی برای ورود به معامله مناسبه؟

واقعیت اینه که هیچ عدد جادویی وجود نداره که برای همه استراتژی‌ها و همه معامله‌گرها مناسب باشه. ریسک به ریوارد مناسب به عواملی مثل سبک معامله، شرایط بازار، میزان تجربه و حتی شخصیت معامله‌گر بستگی داره.

با این حال، خیلی از معامله‌گرهای حرفه‌ای سعی می‌کنن معاملاتی رو انتخاب کنن که حداقل نسبت ریسک به ریوارد 1:2 داشته باشن. یعنی سود احتمالی معامله حداقل دو برابر ریسکی باشه که برای اون معامله می‌پذیرن.

جدول زیر دید خوبی از رایج‌ترین نسبت‌های ریسک به ریوارد به شما میده:

نسبت ریسک به ریوارد

مفهوم

1:1

به ازای هر 1 دلار ریسک، 1 دلار سود احتمالی

1:2

به ازای هر 1 دلار ریسک، 2 دلار سود احتمالی

1:3

به ازای هر 1 دلار ریسک، 3 دلار سود احتمالی

1:5

به ازای هر 1 دلار ریسک، 5 دلار سود احتمالی

اما حواستون باشه که این اعداد فقط یک معیار اولیه برای ارزیابی معامله هستن و به تنهایی نمی‌تونن خوب یا بد بودن یک موقعیت معاملاتی رو مشخص کنن.

آیا ریسک به ریوارد بالا همیشه بهتر است؟

خیلی از معامله‌گرهای تازه‌کار فکر می‌کنن هرچی ریسک به ریوارد بالا تر باشه، معامله بهتری پیدا کردن. اما واقعیت اینه که همیشه اینطور نیست.

ماشین حساب ریسک به ریوارد بالا

من خودم به عنوان یک تریدر، موقع تحلیل بازار و پیدا کردن نقطه ورود، همیشه ریسک به ریوارد معامله رو حساب می‌کنم. چون قبل از ورود باید بدونم اگر تحلیل درست بود چقدر سود می‌گیرم و اگر اشتباه بود چقدر ضرر می‌کنم.

اما بعد از اینکه معامله باز میشه، شرایط بازار همیشه مطابق چیزی که قبل از ورود تصور می‌کردیم پیش نمی‌ره.

بارها پیش اومده که با یک ریسک به ریوارد 1:3 وارد معامله شدم، اما وقتی قیمت به نسبت 1:1 یا 1:2 رسیده و نشونه‌های ضعف یا برگشت در بازار دیدم، ترجیح دادم معامله رو ببندم و سودم رو ذخیره کنم.

از اون طرف هم پیش اومده که بازار با قدرت در جهت معامله حرکت کرده و بخشی از معامله رو باز گذاشتم تا سود بیشتری از حرکت بازار بگیرم.

به همین خاطر ریسک به ریوارد بیشتر از اینکه یک قانون خشک و غیرقابل تغییر باشه، یک ابزار برای برنامه‌ریزی قبل از ورود به معامله است. بعد از ورود، رفتار قیمت، اخبار، شرایط بازار و مدیریت معامله می‌تونن تصمیم نهایی شما رو تغییر بدن.

نکته مهم دیگه اینه که بعضی استراتژی‌ها با نسبت ریسک به ریوارد 1:1 یا 1:1.5 هم کاملاً سودده هستن، چون درصد موفقیت بالایی دارن. در مقابل بعضی معامله‌گرها فقط دنبال معاملات 1:5 یا 1:10 هستن، اما چون تعداد کمی از اون معاملات به هدف می‌رسن، در نهایت نتیجه مطلوبی نمی‌گیرن.

در نهایت نباید فراموش کنیم که این بازار، بازار احتمالاته. هیچ معامله‌ای تضمین‌شده نیست و هیچ عددی وجود نداره که همیشه بهترین نتیجه رو بده. چیزی که اهمیت داره اینه که ریسک به ریوارد انتخابی با استراتژی معاملاتی، سبک ترید و شرایط بازار هماهنگ باشه.

حالا که با مفهوم بهترین ریسک به ریوارد آشنا شدیم، وقتشه ببینیم وین ریت و نسبت ریسک به ریوارد چطور کنار هم سودده یا ضررده بودن یک استراتژی رو تعیین می‌کنن. اینجاست که خیلی از باورهای اشتباه معامله‌گرها اصلاح میشه.

رابطه وین ریت و ریسک به ریوارد

خیلی از معامله‌گرهای تازه‌کار فقط روی وین ریت تمرکز می‌کنن. مثلاً اگر بشنون یک استراتژی 70 درصد معاملات موفق داره، سریع فکر می‌کنن با یک استراتژی فوق‌العاده روبه‌رو شدن.

اما واقعیت اینه که وین ریت به تنهایی چیز زیادی درباره سودده بودن یک استراتژی به ما نمیگه.

حداقل وین ریت و ریسک به ریولرد

فرض کنید دو معامله‌گر داریم:

معامله‌گر اول

  • وین ریت: 80٪
  • ریسک به ریوارد: 1:0.5

معامله‌گر دوم

  • وین ریت: 40٪
  • ریسک به ریوارد: 1:3

در نگاه اول شاید معامله‌گر اول بهتر به نظر برسه، اما در عمل ممکنه معامله‌گر دوم سود بیشتری داشته باشه. چون هر معامله موفق، چند برابر ضررهای قبلی رو جبران می‌کنه.

به همین خاطر وین ریت و نسبت ریسک به ریوارد همیشه باید در کنار هم بررسی بشن.

جدول زیر حداقل وین ریت موردنیاز برای سربه‌سر شدن در ریسک به ریواردهای مختلف رو نشون میده:

ریسک به ریوارد

حداقل وین ریت برای سربه‌سر شدن

1:1

50٪

1:2

33.3٪

1:3

25٪

1:4

20٪

1:5

16.7٪

جالب اینجاست که اگر با ریسک به ریوارد 1:3 معامله کنید، حتی با درست بودن فقط 25 درصد معاملات هم حسابتون در بلندمدت وارد ضرر نمی‌شه.

برای مثال فرض کنید 100 معامله انجام می‌دید:

  • 25 معامله به حد سود می‌رسن.
  • 75 معامله به حد ضرر می‌خورن.

در نگاه اول شاید این آمار افتضاح به نظر برسه. اما چون هر معامله سودده سه برابر یک معامله ضررده سود میده، نتیجه نهایی تقریباً سربه‌سر خواهد بود.

این دقیقاً دلیلیه که بعضی معامله‌گرها با وین ریت 35 یا 40 درصد هم سودده هستن و بعضی معامله‌گرها با وین ریت 70 درصد باز هم در بلندمدت ضرر می‌کنن.

در نهایت چیزی که اهمیت داره، پیدا کردن تعادل بین وین ریت و ریسک به ریوارد است. نه وین ریت بالا به تنهایی تضمین‌کننده سوددهیه و نه ریسک به ریوارد بالا به تنهایی شما رو به یک معامله‌گر موفق تبدیل می‌کنه.

آموزش محاسبه ریسک به ریوارد در متاتریدر

اگر از متاتریدر 4 یا متاتریدر 5 استفاده می‌کنید، می‌تونید قبل از ورود به معامله، ریسک به ریوارد در متاتریدر رو به‌صورت تقریبی محاسبه کنید و ببینید آیا معامله از نظر سود به ضرر ارزش ورود داره یا نه.

ساده‌ترین روش استفاده از ابزار Crosshair هست. برای فعال کردنش کافیه اسکرول وسط موس رو فشار بدید. بعد روی نقطه مورد نظر کلیک چپ موس رو نگه دارید و موس رو تا محل حد ضرر یا حد سود بکشید.

برای مثال می‌تونید ابتدا فاصله نقطه ورود تا حد ضرر رو اندازه بگیرید و عدد نمایش داده شده رو یادداشت کنید. بعد همین کار رو برای فاصله نقطه ورود تا حد سود انجام بدید.

ماشین حساب ریسک به ریوارد در متا تریدر

متاتریدر هنگام استفاده از Crosshair معمولاً سه عدد نمایش میده:

  • تعداد کندل‌ها
  • فاصله قیمتی
  • تعداد پوینت‌ها

برای محاسبه نسبت ریسک به ریوارد معمولاً عدد مربوط به فاصله قیمتی یا تعداد پوینت‌ها اهمیت بیشتری داره.

فرض کنید فاصله ورود تا حد ضرر 100 پوینت باشه و فاصله ورود تا حد سود 300 پوینت. در این حالت ریسک به ریوارد معامله برابر با 1:3 خواهد بود. یعنی اگر معامله به حد سود برسه، سود احتمالی شما سه برابر میزان ریسکیه که برای اون معامله پذیرفتید.

البته متاتریدر یک محدودیت هم داره؛ اینکه عدد ریسک به ریوارد رو مستقیماً محاسبه و نمایش نمیده. به همین خاطر خیلی از معامله‌گرها از Crosshair فقط برای بررسی سریع روی نمودار استفاده می‌کنن و بعد اطلاعات معامله رو داخل ماشین حساب ریسک به ریوارد سنجش بروکر وارد می‌کنن تا نسبت سود به ضرر، میزان ریسک دلاری و سود احتمالی رو با دقت بیشتری ببینن.

ریسک به ریوارد در تریدینگ ویو

اگر از تریدینگ ویو استفاده می‌کنید، محاسبه ریسک به ریوارد در تریدینگ ویو از متاتریدر خیلی راحت‌تره. چون این پلتفرم ابزارهای مخصوصی برای مدیریت معامله و محاسبه نسبت سود به ضرر در اختیار معامله‌گرها قرار میده.

برای این کار می‌تونید از ابزارهای Long Position و Short Position استفاده کنید.

اگر قصد خرید دارید، ابزار Long Position و اگر قصد فروش دارید، ابزار Short Position رو از نوار ابزار سمت چپ انتخاب کنید. بعد از قرار دادن ابزار روی نمودار، می‌تونید محل ورود، حد ضرر و حد سود رو جابه‌جا کنید.

ریسک به ریوارد تریدینگ ویو

یکی از مزیت‌های بزرگ تریدینگ ویو اینه که با تغییر این سطوح، اطلاعات معامله به‌صورت لحظه‌ای به‌روزرسانی میشه و نسبت ریسک به ریوارد مستقیماً روی نمودار نمایش داده میشه.

علاوه بر ریسک به ریوارد، اطلاعات مفید دیگه‌ای هم در اختیار شما قرار می‌گیره، از جمله:

  • فاصله حد ضرر
  • فاصله حد سود
  • درصد سود احتمالی
  • درصد ریسک معامله
  • نسبت ریسک به ریوارد

به همین دلیل خیلی از معامله‌گرها برای تحلیل اولیه و طراحی سناریوهای معاملاتی از تریدینگ ویو استفاده می‌کنن. چون قبل از ورود به معامله می‌تونن با چند کلیک ببینن آیا معامله از نظر سود به ضرر ارزش بررسی بیشتر داره یا نه.

ماشین حساب ریسک به ریوارد کریپتو

مفهوم ریسک به ریوارد در بازار ارزهای دیجیتال تفاوتی با فارکس یا سایر بازارهای مالی نداره. در هر معامله باید مشخص کنید حاضرید چقدر ریسک کنید و در مقابل انتظار دارید چقدر سود به دست بیارید.

اما چیزی که باعث میشه ماشین حساب ریسک به ریوارد کریپتو اهمیت بیشتری پیدا کنه، نوسانات بالای این بازاره. در بازار کریپتو گاهی قیمت یک ارز دیجیتال در چند ساعت چند درصد جابه‌جا میشه و به همین خاطر تعیین حد ضرر و حد سود اهمیت بیشتری پیدا می‌کنه.

خوشبختانه برای محاسبه ریسک به ریوارد در کریپتو ابزارهای مختلفی وجود داره. یکی از ساده‌ترین روش‌ها استفاده از ماشین حساب ریسک به ریوارد سنجش بروکر هست که با وارد کردن قیمت ورود، حد ضرر و حد سود، نسبت سود به ضرر معامله رو در چند ثانیه محاسبه می‌کنه.

اگر از تریدینگ ویو استفاده می‌کنید، ابزارهای Long Position و Short Position هم می‌تونن ریسک به ریوارد معامله رو مستقیماً روی نمودار نمایش بدن و برای بررسی سریع موقعیت‌های معاملاتی بسیار کاربردی هستن.

علاوه بر این، بسیاری از صرافی‌های ارز دیجیتال و پلتفرم‌های فیوچرز هم ابزارهای داخلی برای محاسبه ریسک به ریوارد دارن.

برای مثال در بعضی صرافی‌ها وقتی نقطه ورود، حد ضرر و حد سود رو مشخص می‌کنید، نسبت ریسک به ریوارد به‌صورت خودکار نمایش داده میشه.

استراتژی با ریسک به ریوارد بالا

یکی از سوال‌های رایج معامله‌گرها اینه که کدام سبک‌های معاملاتی معمولاً فرصت‌های بهتری برای دستیابی به ریسک به ریوارد بالا ایجاد می‌کنن.

استراتژی با ریسک به ریوارد بالا

واقعیت اینه که ریسک به ریوارد تا حد زیادی به نوع استراتژی معاملاتی بستگی داره. بعضی سبک‌ها معمولاً اهداف قیمتی کوچک‌تری دارن و بعضی دیگر به معامله‌گر اجازه میدن حرکات بزرگ‌تر بازار رو شکار کنه.

برخی از رایج‌ترین استراتژی‌های معاملاتی عبارت‌اند از:

  • اسکالپینگ (Scalping)
  • معاملات روزانه (Day Trading)
  • سویینگ تریدینگ (Swing Trading)
  • پوزیشن تریدینگ (Position Trading)
  • بریک‌ اوت (Breakout)
  • استراتژی‌های کمی و الگوریتمی (Quantitative and Algorithmic Strategies)
  • آربیتراژ (Arbitrage)
  • استراتژی‌های ترکیبی (Hybrid Strategies)
  • هجینگ (Hedging)

هر کدوم از این روش‌ها ویژگی‌ها، مزایا و معایب خاص خودشون رو دارن و طبیعتاً ریسک به ریواردهای متفاوتی هم ایجاد می‌کنن. اگر دوست دارید با این استراتژی‌ها بیشتر آشنا بشید و بدونید هر کدوم برای چه نوع معامله‌گری مناسب‌تر هستن، پیشنهاد می‌کنیم مقاله معرفی بهترین استراتژی فارکس رو مطالعه کنید.

اشتباهات رایج در محاسبه ریسک به ریوارد

خیلی از معامله‌گرها ریسک به ریوارد رو محاسبه می‌کنن، اما باز هم در بلندمدت نتیجه مطلوبی نمی‌گیرن. دلیلش اینه که اشتباه فقط در محاسبه عدد ریسک به ریوارد نیست؛ گاهی مشکل از نحوه استفاده از اونه.

در ادامه چند مورد از رایج‌ترین اشتباهات معامله‌گرها رو می‌بینیم.

اشتباه محاسبه ریسک به ریوارد

فقط به ریسک به ریوارد توجه کردن

یکی از بزرگ‌ترین اشتباهات اینه که فقط دنبال اعداد بزرگ باشیم. بعضی معامله‌گرها هر معامله‌ای که ریسک به ریوارد 1:5 یا 1:10 داشته باشه رو جذاب می‌دونن، در حالی که احتمال رسیدن قیمت به حد سود هم اهمیت زیادی داره.

محاسبه نکردن ریسک به ریوارد قبل از ورود

بعضی معامله‌گرها اول وارد معامله میشن و بعد تازه به فکر حد ضرر و حد سود میفتن. در حالی که محاسبه ریسک به ریوارد باید قبل از باز شدن معامله انجام بشه.

جابه‌جا کردن حد ضرر بعد از ورود

یکی از رایج‌ترین اشتباهات معامله‌گرهای تازه‌کار اینه که بعد از نزدیک شدن قیمت به حد ضرر، استاپ لاس رو عقب‌تر می‌برن تا معامله بسته نشه. این کار می‌تونه کل محاسبات ریسک به ریوارد اولیه رو به هم بزنه.

تعیین حد سود غیرواقعی

گاهی معامله‌گر فقط برای اینکه یک ریسک به ریوارد بالا به دست بیاره، حد سودهای بسیار دور و غیرمنطقی انتخاب می‌کنه. نتیجه این کار معمولاً اینه که قیمت هیچ‌وقت به هدف تعیین‌شده نمی‌رسه.

نادیده گرفتن مدیریت سرمایه

ریسک به ریوارد فقط یکی از بخش‌های مدیریت ریسکه. حتی بهترین نسبت‌های ریسک به ریوارد هم نمی‌تونن ضعف در مدیریت سرمایه یا حجم نامناسب معاملات رو جبران کنن.

فراموش کردن اینکه بازار بر اساس احتمالات حرکت می‌کند

هیچ ریسک به ریواردی تضمین‌کننده موفقیت نیست. حتی یک معامله با نسبت 1:5 هم ممکنه به حد ضرر برسه. چیزی که اهمیت داره اجرای مداوم یک برنامه معاملاتی در تعداد زیادی معامله است، نه نتیجه یک معامله خاص.

تفاوت ریسک به ریوارد و مدیریت سرمایه

بعضی معامله‌گرهای تازه‌کار فکر می‌کنن ریسک به ریوارد و مدیریت سرمایه یک مفهوم هستن، در حالی که این دو موضوع کاملاً با هم فرق دارن و هر کدوم نقش متفاوتی در موفقیت یک معامله‌گر دارن.

تفاوت ریسک به ریوارد و مدیریت سرمایه

به زبان ساده، ریسک به ریوارد روی یک معامله تمرکز داره و بررسی می‌کنه در ازای مقدار مشخصی ریسک، چقدر سود احتمالی وجود داره.

اما مدیریت سرمایه روی کل حساب معاملاتی تمرکز می‌کنه و مشخص می‌کنه در هر معامله چقدر از سرمایه‌تون رو باید در معرض ریسک قرار بدید.

برای مثال ممکنه دو معامله‌گر دقیقاً یک معامله با نسبت ریسک به ریوارد 1:3 پیدا کنن، اما یکی روی آن معامله 1 درصد سرمایه خودش رو ریسک کنه و دیگری 10 درصد حسابش رو درگیر کنه. در این حالت ریسک به ریوارد هر دو معامله یکسانه، اما مدیریت سرمایه اون‌ها کاملاً متفاوته.

جدول زیر تفاوت این دو مفهوم رو بهتر نشون میده:

ریسک به ریوارد

مدیریت سرمایه

روی یک معامله تمرکز دارد

روی کل حساب تمرکز دارد

نسبت سود به ضرر را بررسی می‌کند

میزان ریسک هر معامله را مشخص می‌کند

قبل از ورود به معامله بررسی می‌شود

در تمام معاملات رعایت می‌شود

کیفیت یک موقعیت معاملاتی را نشان می‌دهد

از سرمایه در بلندمدت محافظت می‌کند

من خودم همیشه این دو مفهوم رو کنار هم بررسی می‌کنم. ممکنه یک معامله ریسک به ریوارد فوق‌العاده‌ای داشته باشه، اما اگر حجم معامله مناسب نباشه یا درصد ریسک حساب بیش از حد بالا باشه، باز هم می‌تونه به حساب معاملاتی آسیب بزنه.

در واقع معامله‌گرهای حرفه‌ای معمولاً اول مدیریت سرمایه خودشون رو مشخص می‌کنن و بعد از بین موقعیت‌های موجود، سراغ معاملاتی میرن که نسبت ریسک به ریوارد مناسبی هم داشته باشن.

جمع‌بندی

اگر بخوام از تجربه شخصی خودم به عنوان یک تریدر بگم، ریسک به ریوارد یکی از اولین چیزهاییه که قبل از باز کردن هر معامله بررسی می‌کنم. قبل از اینکه وارد بازار بشم، باید بدونم اگر تحلیل من اشتباه بود چقدر ضرر می‌کنم و اگر درست بود چه میزان سود نصیبم میشه.

اما بعد از چند سال معامله‌گری به این نتیجه رسیدم که ریسک به ریوارد به تنهایی معجزه نمی‌کنه. بارها معامله‌هایی با ریسک به ریوارد 1:5 دیدم که به حد سود نرسیدن و در مقابل، معامله‌هایی با نسبت 1:2 یا حتی کمتر، سودهای بسیار خوبی برام ساختن.

چیزی که در عمل اهمیت داره، ترکیب درست بین نسبت ریسک به ریوارد، مدیریت سرمایه، وین ریت و کیفیت تحلیل بازاره. هیچ عدد جادویی وجود نداره که تضمین کنه یک معامله حتماً موفق میشه. در نهایت همه ما در بازاری فعالیت می‌کنیم که بر پایه احتمالات حرکت می‌کنه.

به همین خاطر من معمولاً از ماشین حساب ریسک به ریوارد به عنوان یک ابزار تصمیم‌گیری استفاده می‌کنم، نه یک پیش‌بینی‌کننده آینده. این ابزار کمک می‌کنه قبل از ورود، تصویر واضح‌تری از معامله داشته باشم و بدون احساسات تصمیم بگیرم.

اگر شما هم قبل از هر معامله، ریسک به ریوارد، میزان ریسک حساب و سناریوهای مختلف بازار رو بررسی کنید، به مرور زمان تصمیم‌های منطقی‌تر و حرفه‌ای‌تری خواهید گرفت؛ چیزی که در بلندمدت تأثیرش خیلی بیشتر از پیدا کردن چند معامله پرسود اتفاقی خواهد بود.