استراتژی ترید ICT یعنی اینکه شما ردپای بازیگران بزرگ بازار رو دنبال کنید و بعد با تحلیل رفتارشون، حرکت بعدی بازار رو پیشبینی کنید. اینطوری میتونید تشخیص بدید که بازار چه روندی داره و در نهایت، تصمیم خرید یا فروش بگیرید.
برای اینکه یک تریدر ICT موفق بشید، باید درک عمیقی از عملکرد بازارها داشته باشید. در نتیجه، نیازه که زمان بذارید و حدأقل چندین ماه رفتار بازار رو مطالعه کنید. توی این مقاله از سنجش بروکر، به بررسی کلی از این سبک معاملاتی داریم و بهتون توضیح میدیم که توی ICT، دقیقاً چه چیزهایی رو باید دنبال کرد.
استراتژی ترید ICT چیست؟
ICT مخفف عبارت Inner Circle Trade هست و یکی از سبکهای پرایس اکشن محسوب میشه. کل مفهوم ICT اینه که نوسان بازارها کاملاً تحت تأثیر مؤسسات مالی بزرگ هست؛ اونم در حالی که تریدرهای خرد عمدتاً نقدینگی بازار رو تأمین میکنن.
پیشفرض استراتژی ICT اینه که قیمت توی بازار برای پیدا کردن و جذب نقدینگی، دچار نوسان میشه. همچنین اینکه فعالان بزرگ بازار _که اسمارت مانی یا پول هوشمند خطابشون میکنن_ نقش چشمگیری توی این پروسه دارن.
ICT سال ۲۰۱۶، توسط یه تریدر آمریکایی بنام مایکل هادلستون ابداع شد. هادلستون مدتی توی یه بانک بزرگ مشغول بهکار بوده و همین باعث شده که با الگوریتم معاملات بزرگ سازمانی آشنا بشه. به همین خاطر ادعا میکنه که نوسانات بازار بهشدت تحت تأثیر دستکاری مارکت یا price manipulation هستن. هادلستون معتقده که اگه بفهمید سیستم عرضه و تقاضا چطوری کار میکنه، میتونید معاملات خوبی داشته باشید.
آموزش استراتژی ترید ICT
استراتژی ICT با پیدا کردن یه سری ساختارها و الگوهای خاص توی بازار کار میکنه؛ الگوهایی که میتونن نشون بدن بازیگران بزرگ بازار چه برنامهای دارن. در ادامه، این الگوها رو معرفی میکنیم.

۱. اوردر بلاک (Order Block)
بعنوان یک تریدر سبک ICT یکی از کارهایی که باید انجام بدید، پیدا کردن نواحی اوردر بلاک روی نمودار هست. اوردر بلاک به ناحیهای از قیمت گفته میشه که بازیگران بزرگ بازار، سفارشهای خودشون رو با حجم بالا ثبت میکنن. تشخیص این نواحی بهتون کمک میکنه که حرکات بعدی قیمت رو پیشبینی کنید. نکته جالب اینجاست که خیلی وقتها رفتار این بازیگران دقیقاً برعکس تریدرهای خرد هست؛ مثلاً زمانی که بیشتر تریدرها در حال فروش هستن، پول هوشمند ممکنه مشغول خرید باشه یا برعکس. همین اختلاف رفتار باعث میشه تعادل عرضه و تقاضا بهم بخوره و در نهایت قیمت تغییر جهت بده.
بهطور کلی دو نوع اوردر بلاک وجود داره:
اوردر بلاک صعودی (Bullish Order Block): آخرین کندل نزولی قبل از یک حرکت صعودی قدرتمنده. این ناحیه معمولاً میتونه بهعنوان یک سطح حمایتی عمل کنه.
اوردر بلاک نزولی (Bearish Order Block): آخرین کندل صعودی قبل از یک حرکت نزولی قدرتمنده. وقتی قیمت دوباره به این محدوده برگرده، ممکنه این ناحیه بهعنوان یک سطح مقاومتی عمل کنه.

۲. شکاف ارزش منصفانه (Fair Value Gap یا FVG)
FVG به ناحیهای از نمودار اشاره داره که بهدلیل ورود حجم بالایی از سفارشهای خرید یا فروش توسط بازیگران بزرگ بازار، قیمت با سرعت زیادی حرکت کرده و بین عرضه و تقاضا یک عدم تعادل بهوجود اومده که بهش میگن گپ قیمتی. بهطور کلی بازار تمایل داره که تعادل خودش رو حفظ کنه. برای همین دلیل، وقتی یه گپ قیمتی به وجود میاد، معمولاً قیمت برمیگرده به همون ناحیه تا شکاف رو پر کنه. تریدرهای ICT معتقدن که FVGها میتونن نواحی مناسبی برای پیدا کردن نقاط ورود، خروج یا ادامه روند باشن.
برای تشخیص FVG روی نمودار، باید دنبال ۳ تا کندل صعودی یا نزولی متوالی بگردید که یک شکاف (عدم تعادل) بین کندل اولی و سومی باشه. FVG هم دو نوعه:
FVG صعودی (Bullish FVG): زمانی تشکیل میشه که سقف کندل اول پایینتر از کف کندل سوم قرار بگیره. در این حالت بین این دو کندل یک ناحیه خالی یا عدم تعادل بهوجود میاد که نشان میده قیمت با سرعت زیادی رشد کرده و بعضی از سطوح قیمتی فرصت معامله شدن پیدا نکردن.

FVG نزولی (Bearish FVG): زمانی شکل میگیره که کف کندل اول بالاتر از سقف کندل سوم باشه. در این شرایط هم یک ناحیه عدم تعادل بین دو کندل ایجاد میشه که نشون میده فشار فروش انقدر زیاد بوده که قیمت با سرعت از این محدوده عبور کرده و بخشی از قیمتها بدون معامله باقی موندن.

۳. استخرهای نقدینگی و دستکاری بازار (Liquidity Pools and Market Manipulation)
به ناحیه تجمع سفارشها، یعنی جایی که تعداد زیادی سفارش خرید و فروش یا حد ضرر تریدرها جمع شده باشه، میگن لیکوییدتی پول یا استخر نقدینگی. استخرهای نقدینگی معمولاً بالای سقفها و پایین کفهای مهم بازار شکل میگیرن.
توی سبک ICT اعتقاد بر اینه که بازیگران بزرگ بازار برای تأمین نقدینگی مورد نیاز خودشون، گاهی قیمت رو به سمت این نواحی هدایت میکنن تا حد ضرر تریدرهای خرد فعال بشه. چون اینطوری حجم زیادی از سفارشها وارد بازار میشه و نقدینگی لازم برای انجام معاملات بزرگ فراهم میشه. نتیجه این اتفاق معمولاً چیزی شبیه به یک شکست فیک (False Breakout) هست و بعد از مدت کوتاهی بازار تغییر جهت میده و در مسیر مخالف حرکت میکنه.
شما بعنوان یه تریدر ICT، باید دقیقاً دنبال همچین موقعیتی باشید؛ یعنی زمانی که قیمت از یک سقف یا کف مهم عبور میکنه و بعد با قدرت به داخل محدوده قبلی برمیگرده. اینجاست که باید در جهت حرکت جدید بازار وارد معامله بشید.
مثلاً فرض کنید که قیمت توی چارت EUR/USD یک سقف جدید ثبت کنه اما بلافاصله با قدرت به سمت پایین برگرده. خیلی از تریدرهای ICT این حرکت رو نشونه جذب نقدینگی بالای سقف قبلی در نظر میگیرن و بهدنبال فرصتهای فروش میگردن.

۴. تغییر ساختار بازار (Market Structure Shift)
ساختار بازار یکی از مهمترین مفاهیم استراتژی ICT محسوب میشه و به نحوه شکلگیری سقفها و کفهای قیمتی روی نمودار اشاره داره. شما میتونید با بررسی این ساختار، جهت کلی بازار و احتمال تغییر روند رو تشخیص بدید.
ساختار نزولی بازار: در یک روند نزولی، قیمت بهطور مداوم سقفها و کفهای پایینتر ایجاد میکنه. به بیان ساده، هیچ موج صعودی نمیتونه به سقف قبلی برسه و هر موج نزولی هم کف جدیدی پایینتر از کف قبلی ثبت میکنه.
ساختار صعودی بازار: در مقابل، در یک روند صعودی، قیمت سقفها و کفهای بالاتر میسازه. یعنی هر حرکت صعودی از سقف قبلی عبور میکنه و هر اصلاح قیمتی هم در سطحی بالاتر از کف قبلی متوقف میشه.
در نمودارهای ICT معمولاً از این مخففها برای نمایش ساختار بازار استفاده میشه:
- HH (Higher High): سقف بالاتر
- HL (Higher Low): کف بالاتر
- LH (Lower High): سقف پایینتر
- LL (Lower Low): کف پایینتر

۵. شکست ساختار (Break of Structure یا BOS)
ICT اساساً یک روش روندمحوره (trend following)؛ یعنی تریدرها سعی میکنن بعد از اینکه قیمت به نواحی مهمی مثل اوردر بلاک، FVG، شکافهای قیمتی یا سقفها و کفهای قبلی برگشت، در جهت روند وارد معامله بشن.
یکی از مهمترین مفاهیم برای تشخیص ادامه روند در ICT، شکست ساختار یا BOS هست. BOS زمانی اتفاق میفته که قیمت در یک روند صعودی از سقف قبلی عبور کنه یا در یک روند نزولی کف قبلی رو بشکنه.
در واقع BOS نشون میده که قدرت روند فعلی هنوز حفظ شده و بازار احتمالاً قصد داره به حرکت خودش در همون جهت ادامه بده. به همین خاطر خیلی از تریدرهای ICT از شکست ساختار بهعنوان تأییدی برای ورود به معامله استفاده میکنن.
بهطور کلی، وقتی قیمت، یک HH (سقف بالاتر) جدید در روند صعودی یا یک LL (کف پایینتر) جدید در روند نزولی ایجاد میکنه، میتونیم بگیم که BOS اتفاق افتاده و روند همچنان قدرت خودش رو حفظ کرده.

۶. تغییر ساختار بازار (Market Structure Shift یا MSS)
تغییر ساختار بازار یا MSS زمانی رخ میده که بازار اولین نشونههای خروج از روند فعلی و حرکت در جهت مخالف رو نشون بده. تریدرهای ICT بعنوان یکی از اولین نشونههای تغییر روند بازار، دنبال MSS میگردن.
توی چنین شرایطی، تریدرها بهجای اینکه توی جهت روند قبلی دنبال موقعیت معامله بگردن، به این دقت میکنن که احتمالاً روند جدید میخواد شروع بشه. البته MSS بهتنهایی سیگنال ورود محسوب نمیشه و معمولاً در کنار مفاهیمی مثل اوردر بلاک، FVG و نقدینگی بررسی میشه.

۷. نواحی پرمیوم و دیسکانت (Premium & Discount Zones)
نواحی پرمیوم و دیسکانت محدودههایی هستن که به تریدرها کمک میکنن تشخیص بدن قیمت فعلی نسبتاً بالا محسوب میشه یا پایین. برای مشخص کردن این دو نواحی اغلب از سطوح فیبوناچی استفاده میشه؛ بهخصوص محدوده بازگشتی 50 تا 61.8 درصد.
وقتی قیمت بالاتر از نقطه میانی یک محدوده قیمتی قرار داشته باشه، گفته میشه وارد ناحیه پرمیوم (Premium Zone) شده. در سبک ICT این ناحیه معمولاً جاییه که تریدرها بهدنبال موقعیتهای فروش میگردن.
در مقابل، زمانی که قیمت پایینتر از نقطه میانی محدوده قرار داشته باشه، وارد ناحیه دیسکانت (Discount Zone) میشه. این ناحیه معمولاً برای پیدا کردن موقعیتهای خرید مورد استفاده قرار میگیره.
سشنهای معاملاتی در ICT؛ بهترین زمان برای ترید
در سبک ICT اعتقاد بر اینه که قیمت در تمام ساعات شبانهروز رفتار یکسانی نداره؛ در بعضی از بازههای زمانی، فعالیت مؤسسات مالی بزرگ و بازیگران اصلی بازار بیشتر میشه و همین موضوع باعث افزایش حجم معاملات و نوسانات بازار میشه.
به همین خاطر ICT ساعتهای مشخصی رو برای پیدا کردن فرصتهای معاملاتی مناسب و بهترین سشن معاملاتی معرفی میکنه که بهشون کیل زون (Kill Zone) گفته میشه. این بازههای زمانی معمولاً دورههایی هستن که نقدینگی بیشتری وارد بازار میشه و احتمال شکلگیری حرکتهای مهم قیمتی افزایش پیدا میکنه.
|
کیل زون |
ساعت (Tehran Zone) |
بازارهای فعال |
ویژگیها |
|
کیل زون آسیا |
2:30 تا 4:30 |
فارکس، ارزهای دیجیتال |
نوسان کم، حرکت رنج، مناسب اسکالپ |
|
کیل زون لندن |
9:30 تا 12:30 |
فارکس، شاخصها |
افزایش نوسان، شکلگیری روندها |
|
کیل زون نیویورک |
15:30 تا 18:30 |
تمامی بازارها |
بیشترین نوسان، حرکات اصلی قیمت |
|
کیل زون نیمهشب |
6:30 تا 8:30 |
فارکس |
نواحی احتمالی بازگشت قیمت |
مزایای استراتژی ترید ICT و معایب استراتژی ترید ICT
بر اساس تجربه شخصی و چیزی که بین تریدرهای مختلف دیدیم، ICT میتونه در صورت یادگیری و اجرای صحیح، یک استراتژی معاملاتی بسیار قدرتمند باشه. البته مثل هر روش معاملاتی دیگهای، نقاط قوت و ضعف خاص خودش رو داره.
|
مزایا |
معایب |
|
بر اساس سازوکار واقعی بازار و رفتار بازیگران بزرگ طراحی شده |
یادگیریش نسبت به سیستمهای مبتنی بر اندیکاتور دشوارتره و زمان زیادی میبره |
|
برای بسیاری از حرکات پیچیده قیمت، توضیح منطقی ارائه میده |
برای درک کامل الگوها به زمان و تجربه زیادی پشت نمودار نیاز دارید |
|
نقاط ورود و خروج نسبتاً دقیقی در اختیار معاملهگر قرار میده |
تشخیص برخی ساختارها ممکنه تا حدی وابسته به تفسیر شخصی باشه |
|
در بازارها و تایمفریمهای مختلف قابل استفاده هست |
تلاش برای استفاده همزمان از تمام مفاهیم ICT میتونه باعث تحلیل بیش از حد و نتیجهگیری غلط بشه |
|
با ارائه سناریوهای مشخص، از تصمیمگیری احساسی جلوگیری میکنه |
برای کسب نتیجه به تمرین و مطالعه مستمر نیاز داره و روش مناسبی برای کسب سود سریع نیست |

جمعبندی
فهمیدیم استراتژی ICT یکی از محبوبترین سبکهای پرایس اکشنه که سعی میکنه رفتار مؤسسات مالی بزرگ و پول هوشمند رو روی نمودار شناسایی کنه. مفاهیمی مثل اوردر بلاک، FVG، استخرهای نقدینگی، BOS و MSS همگی ابزارهایی هستن که به شما کمک میکنن درک بهتری از ساختار بازار و اهداف احتمالی قیمت داشته باشید.
البته ICT جزء استراتژیهایی نیست که بشه در چند روز یا چند هفته بهش مسلط شد. برای اینکه بتونید از این سبک بهدرستی استفاده کنید، باید زمان قابلتوجهی صرف مطالعه نمودارها، مشاهده رفتار قیمت و تمرین مفاهیم مختلف کنید. با این حال، اگر حاضر باشید برای یادگیریش وقت بذارید، ICT میتونه دید عمیقتری نسبت به رفتار بازار در اختیارتون قرار بده و به شما کمک کنه که توی معاملاتتون پیشرفت کنید.









دیدگاهت درباره این مقاله را با بقیه به اشتراک بگذار